محمدصادق دهلوي
مقدمه 59
كلمات الصادقين ( فارسي )
فرمود و جنگها شده شكست بر محمد شاه افتاد و تغلق شاه بسبب غلبهء جوانى بعيش و كامرانى اشتغال نمود و جور و تعدى عالم را فروگرفت . در سنهء احدى و تسعين و سبعمائه ملك ركن الدّين او را بقتل آورد و يكى از اولاد فيروز شاه را ابو بكر شاه خطاب داده بفرماندهى برداشت و وى نيز بمحمد شاه جنگهاى 1 عظيم كرد و غالب آمد 2 و قوتى پيدا كرد . ناگاه لشكر همه بجانب محمد شاه رفت و ابو بكر شاه اسير افتاد و در سال هفتصد و نود و سه در حبس وفات يافت . محمد شاه قوى شده بندگان فيروزى را همه بقتل آورد 3 و شش سال پادشاهى كرده ازين عالم انتقال نمود و بر حوض خاص برابر پدر بزرگوار بياسود 4 . پس از وى ملوك جمعشده در سنهء ست و تسعين و سبعمائه پسر وى همايون خان را سلطان علاء الدّين خطاب داده اجلاس نمودند [ 98 ] و او چهل و هفت روز بامر سلطنت پرداخته ناكام از عالم درگذشت و پس از وى برادر خورد او را كه خواجهء جهان نام داشت در سنهء مذكوره سلطان ناصر الدّين محمد شاه خطاب كرده 5 بر مسند سلطنت نشاندند و وى با وجود حداثت سن به حكم نجابت فطرى كار فرماندهى را رونق داده قريب به يك سال حكومت كرد ، بعد از آن فتنها شد و نصرت شاه را كه يكى از نباير فيروز شاه بود پادشاه كردند و فتنه و فساد پديد آمد . بعد از فتنهء بسيار عاقبت حق بمركز قرار گرفت و چند 6 سال ديگر محمود شاه پادشاه بود تا زمانى كه در سنهء خمس و عشر و ثمانمائه وفات يافت و از خانوادهء فيروزى سلطنت منقطع شد 7 . من فوائد انفاسه الشريفة و آن در ضمن شش كلمه ايراد مىيابد . كلمه 1 حال * نتيجهء صحت اعمال است و عمل بر دو نوع است . عمل جوارح و آن معلوم است و عمل قلب و آن را مراقبه خوانند . المراقبة ان تلازم قلبك للعلم 8 بان اللّه 9 ناظر اليك . اول انوار از عالم علوى بر ارواح نازل مىشود بعده اثر آن ظاهر مىشود بر قلوب بعده بر جوارح و جوارح متابع قلب است . چون قلب متحرك شد جوارح نيز در حركت مىآيد . [ 99 ]